|
|
|
|
|
هوا سرد بود ومن با دمپایی اومده بودم ... هوا سرد بود و سقف خانه مان چکه می کرد ... هوا سرد بود و من در صف اتوبوس ماشین ها یی را می دیدم که شیشه هایشان را بخار گرفته بود ... هوا سرد بود و کاپشن من نازک ... هوا سرد بود و کف کفشم پاره و جوراب هایم همیشه خیس .
هوا سرد است ... هوا سرد است و من با کاپشن نازک و جوراب های خیس از خانه مان با اتوبوس آمده ام اینجا ... هوا سرد است و من منتظر قطارم ... قطاری که مسافرم در آن نیست و من هم مسافر آن نیستم ..................هوا سرد است و من روی ریل قطار خوابیده ام و منتظر قطارم ... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 1:6 توسط محمدرضا پيشوائی
|
|
||